تبليغاتX
دفاع از حریم تشیع
شبهات ايجاد شده توسط اهل سنت و وهابيت

چرا از ائمه و بزرگان دين طلب حاجت مي كنيم و اين طلب حاجت كردن از نظر برادران اهل سنت شرك است ؟

اين يكي از بدترين و مضحك ترين اشكالاتي است كه به شيعه مي شود . يعني آنها مي گويند اگر مريضي درب منزل طبيب برود و بگويد آقاي دكتر به دادم برس مشرك است ؟ يا اگر غريقي در دريا از مردم كمك بخواهد مشرك است ؟ يا اگر مظلومي از ظالم شكايت كرده و به مردم پناه برده و از آنها كمك بگيرد او مشرك است ؟  از همه اينها كه بگذريم به قرآن و حديث رجوع مي كنيم .

خداوند در سوره نمل آيه ۳۸ تا ۴۰ مي فرمايد « قل يا ايها الملا ايكم باتيني بعرشها قبل ان ياتوني مسلمين ............... فلما راه مستقرا عنده قال هذا من فضل ربي » « جناب سليمان به حضار مجلس گفت كداميك از شما تخت بلقيس را پيش از آنكه نزد من آيد و تسليم امر من شود خواهيد آورد از آن ميان عفريت جنن گفت من چنان در آوردن تخت او قادر و امينم كه پيش از آنكه تو از جايگاه خود برخيزي آن را به حضور آورم و آن كس كه به بعض از علم كتاب الهي دانا بود ( آصف بن برخيا كه داراي اسم اعظم بود ) گفت كه من پيش از آنكه چشم برهم زني تخت را به اينجا آورم چون سليمان سرير را نزد خود مشاهده كرد گفت اين توانايي از فضل خداي من است . » بديهي است كه تخت بلقيس با آن عظمت را از راه بسيار دور قبل از چشم بر هم زدن نزد سليمان آوردن كار مخلوق نيست و اين عمل قدرت خدايي ميخواهد ، پس چرا حضرت سليمان باز هم از خداوند درخواست ننمود و ازخلق خدا خواست . يعني شما ميگوييد كه كار حضرت سليمان هم كار شركي بوده است.

همچنين درجاي ديگر مي فرمايد « يا ايها الذين آمنو اتقو الله و ابتغو اليه الوسيله » « اي اهل ايمان از خدا بترسيد و با وسيله به درگاه او برويد » خود خدا هم گفت با وسيله به درگاه او برويم آنگاه شما مي گوييد شرك است . و شيعيان ميگويند اين وسيله اي كه خدا گفته پيامبر وآل اوهستند كه واسطه فيض الهي هستند.

از جمله احاديثي كه دليل محكمي است بر تمسك و توسل و پيروي از آل محمد و عترت طاهره اهل بيت حديث ثقلين است كه در آخر آن مي فرمايد « ان تمسكتم به لن تضلو ابدا » و شرح كامل آن به همراه اسناد و منابعش در بخش اثبات حقانيت امير المومنين آمده است . همچنين حديث سفينه نوح هم كه شرح آن در بخش اثبات حقانيت اميرالمومنين آمده است يكي ديگر از احاديثي است كه نشان ميدهد كه بايد به اهل بيت تمسك بجوييم در آنجايي كه مي فرمايد « من ركبها نجي و من تخلف عنها هلك » « مثل اهل بيت من در ميان شما مثل كشتي نوح است كسيكه سوار بر آن شد نجات يافت و كسيكه دوري از ان نمود هلاك شد. »

از همه اينها هم كه بگذريم ابن حجر مكي بعد از آيه ۱۴ در صواعق محرقه داستاني را ميگويد كه چندوقتي بود باران نمي آمد و مردم هم كه براي استسقا مي رفتند نتيجه نمي گرفتند ، تا اينكه عمر نزد عباس عموي پيامبر آمد و گفت بيا بيرون تا به وسيله تو طلب آب نماييم . جناب عباس هم با امير المومنين و امام حسن و امام حسين و بني هشام بيرون آمدند و عباس به عمر گفت كه احدي با ما نيايد ، و آمدند به مصلي و دعا كردند و جابر ميگويد هنوز دعايش تمام نشده بود كه ابرها حركت كرد و باران گرفت .

 



+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و هشتم تیر 1386ساعت 18:50  توسط عبدالله عاصی  | 


چرا صلوات بر پيامبر را همراه با ائمه و آل او مي فرستيم ؟

باز هم مي رويم به سوي كتابهاي صحاح اهل سنت . بخراي در جلد سوم صحيح و مسلم در جلد اول صحيح و سليمان بلخي حنفي در ينابيع الموده و ابن حجر در صواعق نقل مي كنند كه چون آيه « ان الله و ملائكته يصلون علي النبي .... » نازل شد عرض كرديم يا رسول الله طريقه سلام كردن برتو را دانستيم چگونه بر شما صلوات بفرستيم ، ايشان عرض كردند « اللهم صل علي محمد و آل محمد كما صليت علي ابراهيم و آل ابراهيم انك حميد مجيد » و نيز ابن حجر آورده است كه پيامبر فرمود صلوات  را ابتر و ناقص نفرستيد ، عرض كردند يا رسول الله صلوات ابتر كدام است ، فرمودند اينكه بگوييد « اللهم صل علي محمد » بلكه بگوييد « اللهم صل علي محمد و آل محمد »

همچنين خدا در قرآن مي فرمايد « سلام علي نوح في العالمين * سلام علي ابراهيم * سلام علي موسي و هرون * سلام علي آل ياسين » يعني به تمام انبيا فقط به خودشان سلام مي كند ولي به پيامبر اعظم (ص) كه مي رسد به خود و خاندانش سلام مي فرستد و مي گويد سلام علي آل ياسين ( ياسين اسم پيامبر است ) .



+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و هفتم تیر 1386ساعت 7:5  توسط عبدالله عاصی  | 


شيعه يعني چه ؟

ابن اثير در كتاب لغت‏خود در ماده شيع گويد: اصل شيعه فرقه‏اى از مردم را گويند، و بر يك نفر و دو نفر و بر جماعت‏به طور يكسان گفته مى‏شود، و در آن مذكر و مؤنث واحد است، و اين اسم غلبه پيدا كرده بر كسانى كه گمان مى‏كنند كه ولايت امير المومنين علي (ع) و اهل بيت او را دارند، و اين غلبه به حدى رسيده كه اسم خاص آنان شده است.بنابر اين اگر گفته شود: فلان كس از شيعه است دانسته مى‏شود كه از مواليان اهل بيت است، و اگر گفته شود كه: در مذهب شيعه فلان مطلب است‏يعنى در نزد اين طائفه خاص اين مطلب است.و لفظ شيعه جمعش شيع آيد، و اصل اين لفظ از ماده مشايعت است و آن به معناى متابعت و تسليم و پذيرش است - انتهى كلام ابن اثير.

يك سوال ؟

مگر ابو الفدا در تاريخ خود ننوشته كه چهار نفر (سلمان و ابوذر و مقداد و عمار ) از جمله اصحاب پيامبر بودند كه روز سقيفه بني ساعده به همراهي علي از بيعت ابوبكر خودداري كردند پس چرا عمل آنها و سرپيچي از بيعت را حجت نمي دانيد با اينكه علما خودتان نوشته اند آنها محبوب خدا وپيغمبر بودند و ما هم پيرو آنها مي باشيم كه آنها پيرو علي بودند . پس به حكم حديث منقوله خودتان كه ميگوييد پيامبر فرموده اند : «ان اصحابي كالنجوم بايهم اقتديتم اهتديتم » « به درستيكه اصحاب من مانند ستاره گانند به هر يك از آنها اقتدا كنيد هدايت كنيد » ما راه هدايت را به دست آورده ايم .

نيز حافظ ابونعيم اصفهاني در ص ۱۷۲ جلد اول حليه الاوليا و ابن حجر مكي در حديث پنجم از چهل حديثي كه در صواعق محرقه در فضايل علي آورده از ترمذي و حاكم از بريده نقل مي كند كه رسول اكرم فرمود « ان الله امرني بحب اربعه و اخبرني انه يحبهم »‌ « خداوند امر فرموده به دوستي چهار نفر و مرا خبر داده كه آنها را دوست مي دارد » عرض كردند يا رسول الله آن چهار نفر چه كساني هستند . فرمود علي ابن ابيطالب و ابوذر و مقداد و سلمان .

 



+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و ششم تیر 1386ساعت 8:10  توسط عبدالله عاصی  | 


علت توجه ايرانيان به تشيع ؟

اولا كه هر ايراني كه در زمان پيامبر مسلمان مي شد و به مدينه مي رفت از روي هوش و ذكاوت خاص ايراني حق و حقيقت را در امير المومنين مي ديد و لذا به آن حبل متين چنگ مي زد . كه نشانه بارز آن سلمان فارسي بود كه علم او مانند علم ائمه بود و داراي جميع درجات ايمان بود تا جايي كه پيامبر درباره او فرمود « سلمان منا اهل البيت » كه او معروف شد به سلمان محمدي ، زيرا از پيامبر شنيده بود كه فرمود « من اطاع عليا فقد اطاعني و من اطاعني فقد اطاع الله و .... » « كسي كه علي را اطاعت كند مرا اطاعت كرده و كسي كه مرا اطاعت نمايد خدا را اطاعت نموده و كسي كه مخالف علي باشد مرا مخالفت نموده و مخالفت با من هم مخالفت با خداست . » و چون هر ايراني چه در زمان پيامبر چه بعد از او كه وارد مدينه مي شد ولايت امير المومنين  را مي پذيرفت به همين خاطر خليفه دوم عصباني شده و براي آنها محدوديتهايي قائل شد .

نيز وقتي كه اسراء مدائن ( تيسفون ) را به مدينه وارد كردند خليفه دوم امر كرد تا تمام زنهاي اسير را به كنيزي به مسلمانان بدهند اما امير المومنين منع كردند و فرمودند  شاهزادگان محترمند و دو دختر يزدگرد شاه ايران ميان اسرا هستند كه نمي توان آنها را به كنيزي داد ، خليفه گفت پس بايد چه كار كرد ، امير المومنين فرمود آنها هر فردي از مسلمانان را كه خواستند آزادانه به همسري انتخاب كنند . كه يكي از آنها همسر محمد ابن ابي بكر شد كه نوه او امام صادق (ع) بودند و شهربانو هم با امام حسين ازدواج كرد كه از او امام سجاد ( ع ) به دنيا آمدند . وقتي اين خبر به ايرانيان رسيد علاقه مخصوصي به آن حضرت پيدا نمودند و همين مطلب باعث شد كه در مورد آن حضرت تحقيقات كنند و از عمق دل ولايت امير المونين علي (ع) را بپذيرند .

كه پس از مدتها و با روي كار آمدن مغول ها و پذيرش تشيع به وسيله سلطان محمد خدا بنده و غازان خان مغول و بعد از چندين سال بعد با روي كار آمدن صفويه مذهب حقه شيعه جعفريه مذهب رسمي كشور شد . يعني همانطور كه اشاره شد مذهب تشيع از زمان پيغمبر شكل گرفت و در زمان صفويه فقط به عنوان مذهب رسمي تلقي شد كه قبل از آن هم بسياري از ايرانيان مذهب شيعه را اختيار كرده بودند.



+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و پنجم تیر 1386ساعت 7:38  توسط عبدالله عاصی  | 


پيدايش شيعه از چه زماني بوده است ؟

ابو نعيم اصفهاني كه از علماي بزرگ اهل سنت است در كتاب حليه الاوليا روايت مي كند از ابن عباس كه چون آيه ۶ سوره بينه نازل شد « ان الذين آمنوا و عملوا الصالحات اولئك هم خير البريه جزاوهم عند ربهم ..... » « كساني كه ايمان آورده اند و نيكو كار شده اند به حقيقت اهل عالم اند و پاداش آنها نزد خدا باغهاي بهشت است كه نهرها در زير درختانش جاريست و ....» رسول اكرم خطاب به امير المومنين فرمود ياعلي مراد از خير البريه در آيه شريفه تويي و شيعيان تو ، روز قيامت تو و شيعيان تو بياييد در حاليكه خدا از شما راضي و شما هم از خداوند راضي و خشنود باشيد .

و نيز جلال الدين سيوطي كه از مفاخر اهل سنت است و در قرن نهم او را مجدد سنت و جماعت دانسته اند در تفسير خود ( در المنثور في كتاب الله بالماثور ) از جابر بن عبدالله انصاري نقل مي كند كه گفت درخدمت رسول اكرم بوديم كه علي بن ابي طالب وارد شد پيامبر فرمود « والذي نفسي بيده ان هذا و شيعته لهم الفائزون يوم القيامه ..... » « قسم به كسي كه جانم به دست اوست اين مرد و شيعه او در قيامت رستگارانند »

و نيز علامه سمهودي در جواهر العقدين از احمد مالكي مكي در ص ۲۲ فصول المهمه اين نقل را آورده است . و مير سيد علي همداني شافعي در كتاب موده القربي و ابن حجر در صواعق از ام سلمه اين روايت را آورده است . كه اين روايات اسنادش بسيار است و اينجا مجال گفتن آن نيست .

آخرين چيزي كه بايد اشاره كنم اين است كه موفق بن احممد در فصل نوزدهم مناقب از پيامبر نقل مي كند كه به علي فرمود « مثلك في امتي مثل المسيح عيسي بن مريم » يعني تو در امت من مثل عيسي بن مريم هستي كه قوم او سه فرقه شدند ، فرقه اي مومنين و آنها حواريون بودند و فرقه اي دشمنان او و آنها يهود بودند و فرقه اي غلات ( غلو كنند گان ) كه او را خدا و شريك خدا قرار دادند . و امت من هم در باره تو سه فرقه مي شوند ، فرقه اي شيعيان تو هستند و آنها مومنين هستند و فرقه اي دشمنان تو هستند و آنها ناكثين و پيمان شكنندگان هستند و فرقه اي غلو كنندگان در براه تو هستند كه آنها گمراهانند پس تو يا علي و شيعيان تو و دوستان شيعيان تو در بهشت خواهيد بود و دشمنان و غلو كنندگان تو در آتش جهنم اند . ( فانت يا علي و شيعتك في الجنه و محبوا شيعتك في الجنه و عدوك و الغالي فيك في النار ) . اين بود احاديث و رواياتي از كتابهاي اهل تسنن كه مانند قطره است از دريا و اگر بخواهم همه آن را بگويم  براي مطالب ديگر وقت نيست .

آب دريا را اگر نتوان كشيد                  هم به قدر تشنگي بايد چشيد



+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و پنجم تیر 1386ساعت 7:36  توسط عبدالله عاصی  | 


چرا فرزندان ائمه را فرزندان پيامبر ميگوييم ؟

اين سوال را هرون از امام موسي بن جعفر پرسيد كه امام در جواب او آيه ۸۴وره انعام را قرائت فرمود « و من ذريته داود و سليمان و ايوب و يوسف و موسي و هرون و .....  عيسي و الياس كل من الصالحين » « هدايت كرديم از ذريه ابراهيم داوود و سليمان و ايوب و يوسف و موسي وهرون و زكريا و يحيي و عيسي و الياس را كه همه از صالحين بودند . » سپس فرمود پدر عيسي كيست ، هرون گفت عيسي پدري نداشت . حضرت فرمود يعني جز اين نيست كه خداي متعال ملحق گردانيد او را بذراري انبيا از طريق مرديم و همچنين ملحق گردانيده است ما را به ذريه پيامبر از طرف مادرمان فاطمه (س )

و نيز امام آيه  ۶۱ سوره آل عمران را قرائت فرمودند « فمن حاجك فيه من بعد ماجائك من العلم فقل تعالوا ندع ابنائنا و ابنائكم و نسائنا و نسائكم و انفسنا و انفسكم ثم نبتهل فنجعل لعنه الله علي الكاذبين »‌ «‌و هر كس با تو در مقام مجادله برآيد درباره عيسي بعد از آنكه به وحي خدا به احوال او آگاهي يافتي بگو بياييد ما و شما با فرزندان و زنان و كسانيكه به منزله نفس ما هستند با هم به مباهله برخيزيم ( يعني در حق هم نفرين كرده ) تا دروغگويان و كافران را به لعن و عذاب خدا گرفتار كنيم » آنگاه فرمود احدي ادعا ننموده كه در موقع مباهله كساني غير از علي ابن ابي طالب و حسن و حسين و حضرت فاطمه با پيامبر بوده باشند . پس چنين استفاده مي شود كه مراد از انفسنا علي ابن ابي طالب است ( نفس پيغمبر است ) مراد از نسائنا فاطمه زهرا است و مراد از ابنائنا حسن و حسن هستند كه خداوند آن را پسران رسول خود خوانده است .

پس ما هم متوجه مي شويم كه حسنين از طريق حضرت زهرا به پيامبر مي رسيده اند پس تمامي سادات و ائمه به پيامبر اكرم ( ص) مي رسند .

 



+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و چهارم تیر 1386ساعت 11:44  توسط عبدالله عاصی  | 

Template Designer : Green Apple