سب صحابه كفر است
يكي ديگر از مواردي كه اهل سنت بيان مي دارند اين است كه سب صحابه كفرآور است ، پس از اين سخن اهل سنت مي توان نتيجه گرفت كه ابوبكر و معاويه كافر بوده اند . چون معاويه و اتباع او دائم به امير المومنين سب مي گفتند ولي اهل سنت حتي سب به معاويه كافر را هم كفر مي خوانند . نيز عايشه بود كه دائم عثمان را سب مي كرد و مي گفت اقتلو نعثلا فقد كفر يعني بكشيد اين پير خرفت را كه كافر است . و آن همين عايشه بود كه وقتي ديد امير المومنين خلافت را به ظاهر به دست گرفته است براي خون خواهي عثمان قيام كرد . اما باز هم اهل سنت ميگويند عايشه كافر نبوده است پس بايد مشخص شود كه كسي كه صحابه را سب كند كافر است يا نه .
از همه اينها مهم تر ابوبكر هم كافر است چون كه ابن ابي الحديد در شرح نهج البلاغه مي گويد كه ابي بكر در مسجد بالاي منبر در مقام انتقاد از امير المومنين علي عليه السلام گفت « انما هو ثعاله شهيده ذنبه مرب لكل فتنه الخ .... » « جز اين نيست كه او ( علي عليه السلام) روباهي مي باشد كه شاهد او دم او است . ماجراجو و بر پا كننده فتنه مي باشد و فتنه هاي بزرگ را كوچك نشان مي دهد و مردم را به فتنه و فساد ترغيب مي كند . كمك از ضعفا و. ياري از زنها مي طلبد كه مانند ام طحال است كه دوست مي داشت به نزديكان خود زنا دهد . ( ام طحال زني بود زانيه در زمان جاهليت كه در اينجا ابوبكر حضرت فاطمه زهرا صديقه كبري پاره تن پيامبر عصمت الله كبري را به او نسبت مي دهد معاذ الله )
نيز در جلد دوم مسند احمد حنبل و جلد دوم صحيح بخاري و صحيح مسلم و .... آمده است كه در حضور خود رسول الله غالبا اصحاب مانند ابو بكر و عمر و ..... به هم دشنام مي دادند بلكه يكديگر را مي زدند و رسول خدا مشاهده مي نمود و ميان آنان را صلح مي داد ولي آنان را كافر نمي خواند آن وقت آقايان علماء اهل سنت كاسه داغ تر از آش شده اند و مي گويند سب صحابه كفر است .
همچنين مگر همين صحابه نبودند كه در بازگشت از غزوه تبوك چهارده نفر از منافقين تصميم گرفتند كه حضرت رسول را در بطن عقبه كه راه باريكي از دامنه كوه بود كه فقط يك نفر مي توانست عبور كند را به شهادت برسانند . كه جبرئيل به رسول خدا خبر داد و آن حضرت حذيفه را فرستادند در دامنه كوه پنهان شده و آن عده را كه با هم حرف مي زدند شناخت و گفت كه هفت نفر از آنان از بني اميه بودند .
مگر صحابه نبودند كه در صلح حديبيه به پيامبر عصباني شدند و گفتند ما ميخواستيم جنگ كنيم چرا شما صلح كرديد ، و در راس آنها عمر بن خطاب بود كه پيامبر فرمود اگر ميل به جنگ داريد مختاريد لذا آنها حمله كردند ولي چون قريش آماده بودند حمله آنان را جواب دادند چنان شكستي خوردند كه در موقع فرار مقابل پيغمبر هم نتوانستند بايستند و از آنجا هم به صحرا فرار كردند . حضرت به علي (ع) فرمودند شمشير بردار جلوي قريش را بگير همين كه قريش علي را در مقابل خود ديدند برگشتند وآنگاه آن اصحاب فراري كم كم آمدند و از عمل خود خجل بودند . (شرح نهج البلاغ ابن ابي الحديد )
و مگر صحابه نبودند كه در قضيه عقبه مي خواستند رسول خدا را به شهادت برسانند .
مگر طلحه و زبير از صحابه نبودند كه در مقابل امير المومنين كه بزرگترين صحابه پيامبر بود صف آرايي كردند و خونهاي بسياري ريختند . و آيا معاويه و عمر عاص از اصحاب پيامبر نبودند كه با خليفه پيغمبر جنگيدند و در منابر و مجالس و خطبه هاي نماز جمعه امير المومنين علي عليه السلام را سب مي گفتند .
و مگر نبودند افرادي كه در مجلس ابو طلحه زيد بن سهل شراب خوردند . آنان ابوبكربن ابي قحافه و عمر بن خطاب و ابو عبيده جراح و ابي بن كعب وسهل بن بيضاء و ابو ايوب انصاري و ابو طلحه و ابودجانه و ابوبكر بن شغوب وانس بن مالك بودند كه انس بن مالك ساقي مجلس بود . و اين داستان را محمد بن اسماعيل بخاري در صحيح خود در تفسير آيه خمر در سوره مائده آورده است . مسلم در باب تحريم خمر در صحيح وامام احمد حنبل در جلد سوم مسند و سيوطي در جلد دوم در المنثور و طبري در جلد هفتم تفسير و .... نقل كرده اند . و آيا اينها صحابه نبودند پس آن حديثي كه گفته ايد سب صحابه كفر است اشتباه است وآن حديثي كه به پيامبر نسبت داده ايد كه فرمودند همه صحابه مثل ستارگانند ازهركدام پيروي كنيد هدايت يافته ايد نيز اشتباه است.

+
نوشته شده در سه شنبه سی ام مرداد 1386ساعت 11:12 توسط عبدالله عاصی
|