شهادت حضرت زهرا افسانه يا واقعيت:
مدتي است كه برخي مدعي شدهاند كه حضرت زهرا سلام الله عليها شهيد نشده است، ابتدا تا حد امكان اين واقعه را بررسي ميكنيم و بعد به سؤالاتي كه پيرامون اين ماجرا مطرح شده است پاسخ داده ميشود.
1. در كتب تاريخي حديثي نقل شده است كه رسول الله فرزندان پسر اميرالمؤمنين علي عليه السلام و حضرت زهرا سلام الله عليها را حسن و حسين و محسن ناميدند[1]، حال اگر شهادت حضرت زهرا و سقط شدن حضرت محسن واقعيت ندارد پس محسن فرزند حضرت زهرا چه شد؟ چرا در تاريخ هيچ اطلاعي از زندگي او نيست ؟ قبر او كجاست ؟
2. اگر حضرت زهرا شهيد نشده است پس چرا مدتي كوتاهي پس از پيامبر (75 روز) از دنيا رفتند؟ آيا از غم دوري پيامبر از دنيا رفتند؟ چگونه است كه با وجود مدارك فراوان مبني بر شهادت حضرت زهرا، باز هم برخي منكر شهادت ايشان شدهاند، آنگاه از كجا متوجه شدهاند كه حضرت زهرا از داغ رسول الله رحلت كردند؟ آيا مدركي دال بر اين سخن وجود دارد[2]؟ آيا حضرت زهرا در سن 18 سالگي(يا به قول اهل سنت 27 سالگي) به طور طبيعي رحلت كرده است ؟
3. چرا قبر تنها يادگار پيامبر معلوم نيست؟ چرا حضرت زهرا وصيت كردند كه قبرشان پنهان باشد؟ و چرا هيچ يك از امامان معصوم قبر مادرشان حضرت زهرا را آشكار ننمودند ؟ آيا دختر پيامبر اسلام در ميان يهود و نصاري يا صائبين و مجوس و يا مشركين از دنيا رفت كه امام اميرمومنان علي عليه السلام و ياران با وفايش فاطمه زهرا را شبانه به خاك سپردند؟يا اينكه فاطمه زهرا در اجتماع اسلامي و در ميان ياران پدر عظيم الشانش (همان صحابه اي كه ادعاي عدالت آنها به آسمانها ميرسد) غريبانه به هنگام شب دفن شد و قبرش براي هميشه مخفي ماند[3] ؟ واقعا اين عار نيست كه يك امت، نشاني از يادگار پيامبر خود نداشته باشند؟ امت كدام يك از پيامبران اين كار را با اهل بيت آن پيامبر انجام دادند كه صحابه رسول الله اين كار را كردند؟
4. واقعا اگر حضرت زهرا شهيد نشده است و پس از رحلت پيامبر هيچ اتفاقي در مدينه نيفتاد و اوضاع كاملا آرام بود پس چرا ابوبكر گفت : من بر هيچ چيز دنيا متاثر و اندوهناك نيستم مگر به سه كار كه كرده ام و اي كاش كه آن كارها را نكرده بودم ......... اي كاش هرگز در خانه فاطمه را نگشوده بودم گرچه براي جنگ و ستيز با من آن را بسته بودند[4]؟؟
در بحث بعدی مصادر تاریخی و کتبی که شهادت حضرت زهرا سلام الله علیها را نقل کرده اند بیان می کنیم.
یاحق
[1] رجوع كنيد به مسند احمد بن حنبل ج1 ص 118، السنن الکبری بیهقی ج6 ص 177 و ج7 ص 63 ، کنزالعمال متقی هندی ج 13 ص 660 ، الادب المفرد بخاری ص 178، صحیح ان حبان ج15 ص 410 و... .
[2] تعجب است از صحابه پيامبر كه بلافاصله پس از رحلت رسول الله به سقيفه رفته و حكومت تقسيم ميكنند!! و هنوز آب كفن رسول الله خشك نشده، بدن مطهر ايشان را رها كرده و قبل از غسل و كفن و دفن سراغ خلافت ميروند و گويا اصلا هيچ اتفاقي نيفتاده است، و هيچكدام از همسران پيامبر و مردم مدينه از داغ پيامبر، خم به ابرو نميآورند. آري اين است نشانه محبت و احترام به پيامبر.... .
[3] صحيح بخارى ، ج 2 ، ص 504 ، كتاب الخمس ، باب 837 ، ح1265 . « فوجدت فاطمة على ابى بكر فى ذلك فهجرته فلم تكلّمه حتّى توفّيت» همان ، ج 3 ، ص 252 ، كتاب المغازى ، ب 155 غزوه خيبر ، حديث 704 . و صحيح مسلم ، ج 4 ، ص 30 ، كتاب الجهاد و السير ، باب 15 ، ح 52
[4] و قرآن چقدر زيبا بيان كرده است: «حَتَّى إِذَا جَاءَ أَحَدَهُمُ الْمَوْتُ قَالَ رَبِّ ارْجِعُونِ . لَعَلِّي أَعْمَلُ صَالِحًا فِيمَا تَرَكْتُ كَلَّا إِنَّهَا كَلِمَةٌ هُوَ قَائِلُهَا وَمِنْ وَرَائِهِمْ بَرْزَخٌ إِلَى يَوْمِ يُبْعَثُونَ» (المؤمنون 99 و 100) «زمانى كه مرگ يكى از آنان فرارسد، گويد: پروردگارا مرا بازگردان ، تا آنچه را فروگذار كردهام كار نيك انجام دهم ؛ ولى چنين نيست ، اين سخنى است كه او برزبان مى راند ، و پشت سر آنان جهان ميانه اى است (برزخ) تا هنگامه قيامت»
+
نوشته شده در جمعه بیست و پنجم اردیبهشت 1388ساعت 15:53 توسط عبدالله عاصی
|