تبليغاتX
دفاع از حریم تشیع
شبهات ايجاد شده توسط اهل سنت و وهابيت

او که بود ؟

او کسی بود که

در خانه ی خدا به دنیا آمد، بیت اللهی که حضرت آدم بنا نهاده بود و ابراهیم علیه السلام تجدید بنا کرد، خانه ای که تمامی انبیاء و اولیاء به دور آن طواف کرده و می کنند محل تولد علی علیه السلام شد.

در همان ماههای نخستین زندگی پربرکتش به خانه ی رسول خدا رفت و تمام فضائل و خصلتهای رسول خدا را در خود جای داد و شد «علی منی و انا من علی» .....

اولین کسی بود که به رسول خدا ایمان آورد و اولین کسی بود که او را یاری کرد و اولین کسی بود که پشت سر او نماز خواند و اولین کسی بود که قرآن را شنید .....

در سیزده سالگی جانشین و وصی رسول خدا شد، در هجده سالگی با رسول خدا به شعب ابی طالب رفت، جایی که سخنی از ابوبکر و عمر و عثمان نبود او مدافع رسول خدا بود.

در بیست و سه سالگی جان خود را فدای رسول خدا کرد، نفس پیامبر فدای او شد.

در بیست و پنج سالگی اولین شمشیر را بر فرق دشمن فرود آورد. کسی که تا کنون نزد هیچ کس هنر جنگ و رزم نیاموخته است به یکباره قوی ترین پهلوان عرب شناخته شد. یلان عرب با شنیدن نام او قالب تهی می کردند .....

در سی و سه سالگی به عنوان امیرالمومنین، جانشین رسول خدا، امام مردم و رهبر جهانیان معرفی شد.

در همان سال رسول خدا از دنیا رفت و دختر خود را هم با خود برد.

آری علی علیه السلام در سال چهل هجری شهید نشد، علی آن زمان شهید شد که فاطمه ی زهرا شهید شد.

۲۵ سال درغم زهرا اشک ریخت و ناله زد و هیچ کسی غیر از چاه سخن او را نشنید ......

پنج سال هم اسیر مشتی جاهل و نادان و خودخواه شد.

و در شب نزول قرآن جسم علی هم به سمت آسمانها شتافت .

علی علیه السلام کسی است بیش از صد آیه از قرآن در فضائل او و اهل بیت او نازل شده است. از آیه ی ولایت و غدیر و انفاق و مباهله و تطهیر و سقایت گرفته تا سوره انسان و عادیات و قدر و ..... .

او کسی است که فضائل او ورد زبان رسول خدا بود:

علی از من است و منم از اویم.

من و علی دو پدر این امتیم.

من و علی از یک درختیم و دیگران از درختانی دیگر.

علی جان من است، جنگ با او جنگ با من است و آشتی با او آشتی با من است، محبت او محبت من و دشمنی با او دشمنی با من است.

یک ضربه ی علی برتر از عبادت جن و انس تا قیامت است.

علی نماد اسلام و ایمان است.

حب علی ایمان و بغض او کفر است.

ولایت علی ولایت خداست، حب علی عبادت خداست، اطاعت علی فریضه ی خداست و ....... .

اگر ذره ای از این فضائل به جمادات گفته می شد از دل آنها اشک بیرون می آمد ولی عجیب است که چه انسانهایی بودند آنها که همه ی اینها را می دیدند و با علی دشمنی می کردند..... .

و او که در خانه ی خدا به دنیا آمده بود در خانه ی او هم از دنیا رفت

و چه غمی بزرگتر از اینکه همه ی عالمیان یتیم شدند .......

 



+ نوشته شده در  شنبه بیست و یکم شهریور 1388ساعت 1:57  توسط عبدالله عاصی  | 


سبقت در ايمان:

علاوه براينكه حضرت علي عليه‌السلام ازنظر درجه‌ي ايماني پس از پيامبر بالاترين ايمان را داشتند، ايشان اولين كسي بودند كه به پيامبر ايمان آوردند، البته اهل سنت بر اين عقيده هستند كه ابوبكر اولين مؤمن به پيامبر بوده است، در حاليكه قرائن و شواهد و دلايل بسيار زيادي مبني بر تقدم ايمان اميرالمؤمنين علي عليه‌السلام وجود دارد.

اولين دليل، حديث يوم‌الدار است.

اولين روزي كه رسول گرامي اسلام مأمور شدند كه پس از سه سال دعوت نهاني، رسالت خود را آشكار كنند، حضرت علي عليه‌السلام را براي دعوت كردن از قريش به سمت آنان فرستادند. در آن سه سال، دعوت پيامبر مخفي بود و كسي خبر نداشت كه چه كسي به آن حضرت ايمان آورده است، بنابراين سخن گفتن از اينكه ابوبكر اولين مؤمن به آن حضرت بوده است سخني بيهوده است زيرا چه بسا افرادي قبل از او ايمان آورده بودند ولي به دليل اينكه دعوت پيامبر مخفي بود، ايمان خود را آشكار نمي‌كردند، ولي ازاينكه رسول گرامي اسلام علي عليه‌السلام را نزد قريشيان فرستاده است و از اينكه در اولين دعوت آشكار خود در يوم‌الدار حضرت علي عليه‌السلام به ايشان ايمان آورد، مي‌توان دريافت كه ايشان اولين كسي بودند كه به پيامبرايمان آوردند.

از طرف ديگر طبق نقل تمامي تواريخ، حضرت علي عليه‌السلام در دامان پيامبرگرامي اسلام بزرگ شدند و هميشه همراه پيامبر بودند. خود ايشان در خطبه 192 نهج البلاغه (معروف به خطبه قاصعه) مي‌فرمايند «پيامبر مرا در اتاق خويش مي‌نشاند، در حاليكه كودك بودم مرا در آغوش خود مي‌گرفت و در بستر مخصوص خود مي‌خوابانيد، بدنش را به بدن من مي‌چسباند و بوي پاكيزه خود را به مشام من مي‌رساند و گاهي غذايي را لقمه لقمه در دهانم مي‌گذاشت، هرگز دروغي در گفتار من و اشتباهي در كردارم نيافت.

از همان لحظه‌اي كه پيامبر را از شير گرفتند، خداوند بزرگترين فرشته خود را مأمور تربيت پيامبر كرد تا شب و روز او را به راه‌هاي بزرگواري و راستي و اخلاق نيكو راهنمايي كند، و من همواره با پيامبر بودم چونان فرزندي كه همواره با مادر است. پيامبر هر روز نشانه تازه‌اي از اخلاق نيكو را برايم آشكار مي‌فرمود، و به من فرمان مي‌داد كه به او اقتداء نمايم. پيامبر چند ماه از سال را در غارحراء مي‌گذراند، تنها من او را مشاهده مي‌كردم و كسي جز من او را نمي‌ديد، در آن روزها درهيچ خانه‌اي اسلام راه نيافت جز خانه‌ي رسول خدا كه خديجه هم در آن بود و من سومين آنان بودم. من نور وحي و رسالت را مي‌ديدم و بوي نبوت را مي‌بوييدم، من هنگامي كه وحي بر پيامبر نازل شد ناله شيطان را شنيدم، گفتم اي رسول خدا اين ناله‌ي كيست؟ گفت شيطان است كه از پرستش خويش مأيوس گرديد و فرمود همانا تو آنچه را من مي‌شنوم مي‌شنوي و آنچه را كه من مي‌بينم مي‌بيني جز اينكه تو پيامبر نيستي بلكه وزير من بوده و به راه خير مي‌روي»

طبق فرمايش خود حضرت علي عليه‌السلام ايشان اولين كسي بودند كه به رسول گرامي اسلام ايمان آوردند و حتي ايشان نور وحي را هم مي‌ديدند. و اين، علاوه بر اينكه مثبِت ادعاي ماست مبني بر اينكه اولين مؤمن حضرت علي عليه‌السلام بوده است، به معناي جداناپذيري امامت و نبوت است، يعني اينكه حضرت علي عليه‌السلام نفس رسول خداست بدين معناست كه امامت نفس نبوت و امام، نفس نبي است و كسي كه يكي از اين دو را نداشته باشد گويي كه هيچ كدام را ندارد.



+ نوشته شده در  دوشنبه دوم شهریور 1388ساعت 16:11  توسط عبدالله عاصی  | 

Template Designer : Green Apple