ابوبكر با اجماع چند نفر روي كار آمد و بعد با زور شمشير و تهديد و آتش زدن و حتي كشتن ( افرادي مثل مالك بن نويره و قبيله اش ) روي كار آمد و جالب اينجاست كه خود عمر در مورد خلافت ابوبكر گفت « كانت بيعه الناس لابي بكر فلته من فلتات الجاهليه وقي الله المسلمين شرها فمن عاد اليها فاقتلوه » « بيعت مردم با ابوبكر يك قضيه بي مبنا و بي ريشه جاهليت بود كه خداوند مسلمانان را از شر اين قضيه حفظ كرد و هر كه از اين به بعد اينگونه رفتار كند او را حتما بكشيد» . ( صحيح بخاري 4/127ٍ، صواعق ابن حجر ص 8 ، تذكره الخواص ص 61 ، تاريخ ابن اثير 2/135 ، كنز العمال 3/139 ،صحيح بخاري 8/208 ، سيره ابن هشام 2/658 ، مسند احمد 1/55 )
و خود ابوبكر بود كه مي گفت « اقيلوني اقيلوني فلست بخيركم و عليّ فيكم » « مرا رها كنيد مرا رها كنيد من بهتراز شما نيستم در حالي كه علي در بين شماست » ( الامامه و السياسه ابن قتيبه 1/24 ، كنز العمال 3/132 ، شرح نهج البلاغه ابن ابي الحديد 1/169 ، و 6/20 ، صواعق ابن حجر ص 31 ، تذكره الخواص ص 62 ) حال خود قضاوت كنيد آيا اين چنين شخصي كه نه خودش و نه ديگران او را قبول ندارند لياقت رهبري جامعه مسلمين و به خصوص رهبري كسي مانند علي بن ابي طالب را دارد .
+
نوشته شده در دوشنبه سی ام مهر 1386ساعت 17:30 توسط عبدالله عاصی
|