تبليغاتX
دفاع از حریم تشیع
شبهات ايجاد شده توسط اهل سنت و وهابيت

اگر عمر نبود ایرانی ها مسلمان نبودند !!!!!!!

مسأله فتح ايران به وسيله خليفه دوم مورد گفتگوي بسياري از مردم است و اهل سنت آن را يكي از بزرگترين افتخارات عمر بن خطاب مي‌دانند .

براي بررسي اين مسأله ابتدا بايد تعدادي از آيات و روايات را بررسي كنيم .

خداوند در قرآن مي فرمايد : «هَا أَنتُمْ هَؤُلَاء تُدْعَوْنَ لِتُنفِقُوا فِی سَبِیلِ اللَّهِ فَمِنكُم مَّن یَبْخَلُ وَمَن یَبْخَلْ فَإِنَّمَا یَبْخَلُ عَن نَّفْسِهِ وَاللَّهُ الْغَنِیُّ وَأَنتُمُ الْفُقَرَاء وَإِن تَتَوَلَّوْا یَسْتَبْدِلْ قَوْماً غَیْرَكُمْ ثُمَّ لَا یَكُونُوا أَمْثَالَكُمْ » (محمّد 38) «آگاه باشید شما اشخاصی هستید كه دعوت می شوید تا در راه خدا انفاق كنید. برخی از شما بخل میورزید. هركس بخل بورزد، به خود بخل كرده و خدا بی نیاز است و شما همه نیازمندید، و هرگاه سرپیچی كنید، خدا گروه دیگری را جای شما می آورد. پس آنان مانند شما نخواهند بود و سخاوتمندانه در راه خدا انفاق می كنند»

در كتب متعددي آمده است كه هنگامي كه رسول الله اين آيه را تلاوت فرمودند، حاضران عرض كردند: ای رسول خدا آنهايي كه اگر ما اعراض كردیم خدا آنان را جانشین ما می كند و آنان مانند ما نخواهند بود، چه كساني هستند ؟ رسول خدا دست بر پاي سلمان فارسی زد و فرمود: او و طایفه‌اش هستند. (سپس اضافه نمود:) اگر دین خدا آویزه ستاره ثریا باشد، حتماً مردانی از فارس به آن خواهند رسید[1].

و باز در حدیثی از پیامبر اسلام صلي الله عليه و‌آله و سلم آمده: « لو کان الایمان معلقا بالثریا لا تناله العرب لنا له رجال من فارس» «اگر ایمان به ستاره ثریا آویخته باشد که عرب به آن دست نیابد هر آینه مردانی از ایران به آن دست می یابند.» (کنز العمال ، ج12 حدیث34129) و مشابه همين حديث در مورد علم و دين آمده است .

همچنين از پیامبر اسلام صلي الله عليه و‌آله و سلم نقل شده است که فرموده: «اعظم الناس نصیبا فی الاسلام اهل الفارس» «نصیب و بهره ایرانیان در اسلام از همه ملتهای دیگر بیشتر است.»  (کنزالعمال ، ج12 ، ص90، حدیث34126)

خداوند در سوره مائده آيه 54 مي فرمايد «يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا مَنْ يَرْتَدَّ مِنْكُمْ عَن دِينِهِ فَسَوْفَ يَأْتِي اللّهُ بِقَوْمٍ يُحِبُّهُمْ وَيُحِبُّونَهُ أَذِلَّةٍ عَلَى الْمُؤْمِنِينَ أَعِزَّةٍ عَلَى الْكَافِرينَ يُجَاهِدُونَ فِي سَبِيلِ اللّهِ وَلاَ يَخَافُونَ لَوْمَةَ لاَئِمٍ ذلِكَ فَضْلُ اللّهِ يُؤْتِيهِ مَن يَشَاءُ وَاللّهُ وَاسِعٌ عَلِيمٌ » «اى كسانى كه ايمان آورده‏ايد! هر كس از شما، از آيين خود بازگردد، خداوند جمعيتى را مى‏آورد كه آنها را دوست دارد و آنان (نيز) او را دوست دارند، در برابر مؤمنان متواضع، و در برابر كافران سرسخت و نيرومندند; آنها در راه خدا جهاد مى‏كنند، و از سرزنش هيچ ملامتگرى هراسى ندارند. اين، فضل خداست كه به هر كس بخواهد مى‏دهد; و (فضل) خدا وسيع، و خداوند داناست.»

شيخ طبرسي، مفسر نامدار اسلام، در کتاب «مجمع البيان» روايت مي کند که از پيامبر اکرم صلي الله عليه و آله وسلم پرسيدند اين آيه در شان چه کساني نازل شده است؟ پيامبر، دست بر شانه سلمان فارسي نهاد و فرمود: هذا و ذووه.

يعني مراد از اين آيه، سلمان و هموطنان او - ايرانيان - هستند. آن گاه فرمود اگر دين (يا علم) ، همچون رشته اي به گردن ستاره ثريا آويخته باشد، مرداني از ايران بدان چنگ خواهند زد.

1.       حال اگر ايرانيان دين خدا را ياري مي كنند و پس از اينكه اعراب اعراض كردند آنها را به دين دعوت مي كنند ، پس چرا عمر ايران را با جنگ فتح كرد و به هيچ وجه از نظر فرهنگي دين را تبليغ نكرد؟ در حالي‌كه ما در تاريخ مي‌خوانيم كه اكثر ايرانيان در مقابل سپاه اسلام مقاومت نكردند، زيرا قبلا از مسيحيان شنيده بودند كه پيامبري در عربستان ظهور خواهد ‌كرد و مژده ظهور او را مي‌دادند، بنابراين وقتي شنيدند كه اين سپاه، سپاه اسلام است به غير از عده‌ي كمي، بقيه مردم از خود مقاومتي نشان ندادند. پس چرا عمر ايران را با سپاه جنگي فتح كرد، چرا مردم را با زبان به دين دعوت نكرد.

2.        آيا غير از اين است كه براي اين بود كه ايرانياني كه دين را ياري خواهند كرد از دين متنفر شوند ؟ مگر جز اين است كه آنان خواهان اين بودند كه ايرانياني كه دين را به اعراب عرضه خواهند كرد  اسلام ويروسي به آنان برسد ؟ ديني را قبول كنند كه ازدرون تهي شده بود ، زيرا اسلامي رهبر آن هر كسي بتواند باشد ، بلكه هر رهبر فاسق ، فاجر زناكار ، ميمون باز ، شراب خواري واجب الاطاعة است و از مثل يزيد سگ باز و ميمون باز و زنا كار و شراب خور بايد پيروي كرد !!!!!!!!! اين اسلام در واقع با كفر هيچ تفاوتي نمي كند. چون وقتي رهبر يك قوم فاسد و فاسق و فاجر شود مردم و رعيتي كه تحت سلطه اين رهبر هستند به كمتر از كفر راضي نمي‌شوند !!

آري آنان به ايران حمله كردند تا هم ايرانيان را از دين متنفر كنند و هم اينكه ديني كه قبول مي‌كنند ديني باشد كه امثال يزيد و وليد و .... را به عنوان جانشين رسول الله قبول داشته باشند .

همچنين غنائم به دست آمده از اين فتوحات بسيار به ضرر اسلام شد .

زيرا در تقسيم غنائم، سپاهى عرب بر سپاهى عجم، عرب قحطان بر عرب عدنان، عرب مضر برعرب ربيعه، قريش بر غيرقريش وبنى هاشم بر بنى اميه تقدم داشت وحقوق گروه اول بيش از حقوق گروه دوم بود. تاريخ نويسان معروفى مانند ابن اثير ويعقوبى وجرجى زيدان، در تاريخهاى خود نمونه اى از ارقام متفاوت مقرريهاى سپاهيان وكارمندان دولت اسلامى را ذكر كرده‏اند[2].اختلاف ارقام حقوق بهت آور است.حقوق عباس بن عبد المطلب، سرمايه دار معروف، در سال 12000 درهم بود، در حالى كه حقوق يك سپاهى مصرى در سال از 300 درهم تجاوز نمى‏كرد. حقوق سالانه هر يك از زنان رسول خدا 6000 درهم بود، در حالى كه حقوق يك سپاهى يمنى در سال به 400 درهم نمى‏رسيد. حقوق سالانه معاويه وپدر او ابوسفيان در سال 5000 درهم بود، در حالى كه حقوق يك فرد عادى مكى كه مهاجرت نكرده بود 600 درهم بود.

خليفه، با اين عمل، تبعيض نژادى را كه از جانب قرآن وپيامبر صلى الله عليه و آله و سلم محكوم شده بود، بار ديگر احيا نمود وجامعه اسلامى را دچار اختلاف طبقاتى ناصحيح كرد. چيزى نگذشت كه در جامعه اسلامى شكاف هولناكى بروز كرد و زر اندوزان ودنيا پرستان، در تحت حمايت خليفه، به گرد آورى سيم وزر پرداختند واستثمار كارگران وزحمتكشان آغاز شد .

پولها ، غنائم ، خراج ها ، كنيز ها و اسراي باد آورده حاصل از فتوحات ، از طرفي باعث شد مردم آن اهداف خدايي فراموششان شود . و هر كسي كه به جنگ مي رفت قربة الي المال مي رفت !! يعني به اين اميد كه غنيمت و مال بيشتري جمع كند . آيا اين بود سيره و سنت پيامبر؟؟

3.       طبق بياني كه درمورد جنگهاي زمان پيامبر گفته شد، آيا اين فتوحاتي كه به ابوبكر و عمر نسبت مي‌دهند اگر درست باشد پس چرا در جنگهايي كه در زمان پيامبر صورت مي گرفت پا به فرار مي گذاشتند و طبق اعتراف علماي خود اهل سنت ابدا شجاعتي در جنگها از اينها ديده نشد حال چه شد كه يك باره جنگجو شدند و بلاد را فتح كردند ؟

4.       در كدام كتاب آمده است كه آنان كه ادعاي فتح سرزمينها را دارند در جنگهاي زمان پيامبر يك نفر را كشته باشند ؟ چه كسي نقل كرده است كه خلفا در جنگهاي زمان پيامبر يك نفر را اسير كرده باشند ، يا زخمي كرده باشند ، و يا حتي دو نفري يك نفر را كشته باشند ؟؟؟؟

5.       شجاعت آنها زمان پيامبر كجا بود؟ چرا در هيچ كتابي نيامده است كه ابوبكر و عمر يك نفر را كشته‌اند ؟ چرا در طي بيش از 80 جنگ پيامبر آنها هيچ كسي را نكشته و يا زخمي و حتي اسير نكرده‌اند ؟ آيا اين است شجاعت ؟

مگر نه اين است كه بيشتر فتوحات زمان پيامبر به دست تواناي علي بن ابي طالب صورت گرفت مثل بدر و خيبر و احد و خندق و ... كه اگر اين فتوحات كه پايه ريزي اسلام بود به دست اميرمومنان علي عليه السلم صورت نمي گرفت ديگر اسلام و ايماني نبود كه كسي بخواهد خلافت كند. دليل گفتار ما بيانات رسول خدا است كه در جنگ خندق وقتي علي عليه السلام مقابل عمروبن عبدود ايستاد پيامبر فرمود «تمامي ايمان با تمامي شرك روبرو شدند» و آن حضرت در مورد مجاهدت امير مومنان در روز خندق فرمود «ضربه علي در روز خندق برتر است از عبادت جن و انس» ( تاريخ بغداد 3/19)



[1]  ابونعیم اصفهانى، تاریخ اصفهان، ج 1، ص 4 ،  متقى هندى/ كنزالعمّال، ج 12، ص 90، ح 34126 / مجمع‏البيان، ج9، ص180/ محمّدبن جریر طبرى، تفسیر طبرى، ج 26، ص 86 / اسماعیل بن كثیر قرشى دمشقى، تفسیر القرآن العظیم، بیروت، دارالمعرفه، 1412 ق، ج 6، ص 196 / فضل بن حسن طبرسى، مجمع البیان، بیروت، مؤسسة الاعلمى، 1415 ق، ج 9، ص 179.

[2]   تاريخ يعقوبى، ج‏2، ص‏106؛ كامل ابن اثير، ج‏2، ص 168؛ تاريخ جرجى زيدان، ترجمه جواهر الكلام، ج‏1، ص‏159 به بعد.



+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و چهارم دی 1387ساعت 6:47  توسط عبدالله عاصی  | 

Template Designer : Green Apple