تبليغاتX
دفاع از حریم تشیع
شبهات ايجاد شده توسط اهل سنت و وهابيت

سخنی پیرامون علم غیب :

اولين بحث درمورد علم غيب براي خداوند و علم غيب در حد محدود براي ائمه معصومين است و مي خواهيم ببينيم آيا ائمه معصومين داراي علم غيب هستند يا نيستند .

در اين خصوص ما دو دسته آيه داريم .  دسته اول از آيات علم غيب را منحصر و مختص به خدا مي داند كه گفتيم اين آيات ناظر به اين است كه اصالتا و بالذات علم غيب مال خداست . بخش دوم آيات در مورد اينكه علم غيب به ديگران هم داده شده است و اين هم ناظر بر اين است كه از طرف خدا علم غيب به اوليا داده مي شود . و مستندات آنرا هم ذكر مي كنيم .

يكي از اصولي كه قبل از نقل آيات لازم است به آن بپردازيم اين است كه طبق باورها و انديشه هاي مكتب اهل بيت و تشيع همه صفاتي كه اصل آن صفات در حد مطلق ازآن خداست و به اوليا خدا مستند ميشود همه اينها فرع بر وجود باري تعالي است .

يعني صفاتي كه ما براي ائمه ميدانيم در طول اراده خداوند است . مثل قبض روح كه خداوند در برخي از آيات متعلق به خود و در برخي از آيات به ملك الموت و در برخي ديگر از آيات به عمال حضرت عزرائيل نسبت مي دهد .

يا در مباحثي مثل عزه كه در يك آيه خداوند مي فرمايد ولله العزه جميعا و در جاي ديگر مي فرمايد و لله العزه و لرسوله و للمومنين . و اينها هيچ منافاتي با هم ندارد بلكه همان طور كه گفتيم اينها در طول خداوند قرار دارند.

و اما علم غيب : بايد ببينيم در قرآن در مورد علم غيب چه آياتي آمده است .

اين آيات دو دسته هستند ، دسته اول آياتي است كه مي گويد علم غيب مختص خداست و دسته دوم آيات كه مي گويد علم غيب مخصوص ديگران هم هست .

دسته اول آيات : از جمله اين آيات آيه 65 سوره نمل است كه خداوند مي فرمايد « قُل لاَّ يَعْلَمُ مَن فِي السَّماوَاتِ وَالْأَرْضِ الْغَيْبَ إِلَّا اللَّهُ وَمَا يَشْعُرُونَ أَيَّانَ يُبْعَثُونَ (نمل65) » « بگو: «كسانى كه در آسمانها و زمين هستند غيب نمى‏دانند جز خدا، و نمى‏دانند كى برانگيخته مى‏شوند!»

آيه ديگر آيه 59 سوره انعام است « وَعِندَهُ مَفَاتِحُ الْغَيْبِ لاَيَعْلَمُهَا إِلَّا هُوَ وَيَعْلَمُ مَا فِي الْبَرِّ وَالْبَحْرِ وَمَا تَسْقُطُ مِن وَرَقَةٍ إِلَّا يَعْلَمُهَا وَلاَ حَبَّةٍ فِي ظُلُمَاتِ الْأَرْضِ وَلاَ رَطْبٍ وَلاَ يَابِسٍ إِلَّا فِي كِتَابٍ مُبِينٍ (انعام 59) »‌« كليدهاى غيب، تنها نزد اوست; و جز او، كسى آنها را نمى‏داند. او آنچه را در خشكى و درياست مى‏داند; هيچ برگى (از درختى) نمى‏افتد، مگر اينكه از آن آگاه است; و نه هيچ دانه‏اى در تاريكيهاى زمين، و نه هيچ تر و خشكى وجود دارد، جز اينكه در كتابى آشكار ( در كتاب علم خدا) ثبت است.  »

آيه بعدي آيه 31 سوره هود است « وَلاَ أَقُولُ لَكُمْ عِندِي خَزَائِنُ اللَّهِ وَلاَ أَعْلَمُ الْغَيْبَ وَلاَ أَقُولُ إِنِّي مَلَكٌ وَلاَ أَقُولُ لِلَّذِينَ تَزْدَرِي أَعْيُنُكُمْ لَن يُؤْتِيَهُمُ اللَّهُ خَيْراً اللَّهُ أَعْلَمُ بِمَا فِي أَنفُسِهِمْ إِنِّي إِذاً لَمِنَ الظَّالِمِينَ  » « من هرگز به شما نمى‏گويم خزائن الهى نزد من است! و غيب هم نمى‏دانم! و نمى‏گويم من فرشته‏ام! و (نيز) نمى‏گويم كسانى كه در نظر شما خوار مى‏آيند، خداوند خيرى به آنها نخواهد داد; خدا از دل آنان آگاهتر است! (با اين حال، اگر آنها را برانم،) در اين صورت از ستمكاران خواهم بود! »

آيه بعدي آيه 49 سوره هود است كه خداوند مي فرمايد « تِلْكَ مِنْ أَنبَاءِ الْغَيْبِ نُوحِيها إِلَيْكَ مَا كُنتَ تَعْلَمُهَا أَنتَ وَلاَ قَوْمُكَ مِن قَبْلِ هذَا فَاصْبِرْ إِنَّ الْعَاقِبَةَ لِلْمُتَّقِينَ » « اينها از خبرهاى غيب است كه به تو (اى پيامبر) وحى مى‏كنيم; نه تو، و نه قومت، اينها را پيش از اين نمى‏دانستيد! بنابر اين، صبر و استقامت كن، كه عاقبت از آن پرهيزگاران است!»

آيه ديگر آيه 188 سوره اعراف است « قُل لاَأَمْلِكُ لِنَفْسِي نَفْعاً وَلاَ ضَرّاً إِلَّا مَا شَاءَ اللّهُ وَلَوْ كُنتُ أَعْلَمُ الْغَيْبَ لاَسْتَكْثَرْتُ مِنَ الْخَيْرِ وَمَا مَسَّنِيَ السُّوءُ إِنْ أَنَا إِلَّا نَذِيرٌ وَبَشِيرٌ لِقَوْمٍ يُؤْمِنُونَ » « بگو: «من مالك سود و زيان خويش نيستم، مگر آنچه را خدا بخواهد; (و از غيب و اسرار نهان نيز خبر ندارم، مگر آنچه خداوند اراده كند;) و اگر از غيب باخبر بودم، سود فراوانى براى خود فراهم مى‏كردم، و هيچ بدى (و زيانى) به من نمى‏رسيد; من فقط بيم‏دهنده و بشارت‏دهنده‏ام براى گروهى كه ايمان مى‏آورند! (و آماده پذيرش حقند)»

اما دسته دوم از آيات گوياي آن است كه از طريق خداوند علم غيب به ديگران منتقل شده است .

از جمله اين آيات آيه 26 سوره جن است كه خداوند مي فرمايد « عَالِمُ الْغَيْبِ فَلاَ يُظْهِرُ عَلَى‏ غَيْبِهِ أَحَداً * إِلَّا مَنِ ارْتَضَى‏ مِن رَّسُولٍ فَإِنَّهُ يَسْلُكُ مِن بَيْنِ يَدَيْهِ وَمِنْ خَلْفِهِ رَصَداً » « داناى غيب اوست و هيچ كس را بر اسرار غيبش آگاه نمى‏سازد،* مگر رسولانى كه آنان را برگزيده و مراقبينى از پيش رو و پشت سر براى آنها قرار مى‏دهد... » در اين آيه مي فرمايد مگر رسول ، يعني اگر« مِن» نداشت و اگر نمي گفت از جمله رسول معلوم مي شد كه غيب را فقط خدا و رسول دارد . ولي اينجا گفته است از جمله رسول ، يعني كسان ديگري هم غيب را مي دانند .

آيه ديگر هم ايه 43 سوره رعد است « وَيَقُولُ الَّذِينَ كَفَرُوا لَسْتَ مُرْسَلاً قُلْ كَفَى بِاللَّهِ شَهِيداً بَيْنِي وَبَيْنَكُمْ وَمَنْ عِندَهُ عِلْمُ الْكِتَابِ » « آنها كه كافر شده اند مي گويند تو پيامبر نيستي .بگو خداوند و كسي كه علم كتاب نزد اوست به عنوان گواه ميان من وشما كافي است » كه شيعه و سني من عنده علم الكتاب را اميرالمومنين مي دانند . پس كسي كه كل علم كتاب را مي داند عالم و ناظر به غيب است . چون همه علوم و غيوب در كتاب است . در قضيه آصف بن برخيا يك علم از علوم مختص او بود كه عالم به غيب بود و توانست تخت بلقيس را در يك چشم برهم زدن بياورد . ( رواياتي كه گفته اند من عنده علم الكتاب اميرالومنين است : حاكم حسكاني در شواهد التنزيل 1/307 ، علامه قندوزي حنفي در ينابيع الموده ص 103 ، سيوطي در اتقان 1/13 ، كتاب ارجح المطالب ص 86  و ..... )

آيه ديگر آيه 93 سوره يوسف است « اذْهَبُوا بِقَمِيصِي هَذا فَأَلْقُوهُ عَلَى‏ وَجْهِ أَبِي يَأْتِ بَصِيراً وَأْتُونِي بِأَهْلِكُمْ أَجْمَعِينَ » قبل از اينكه واقعه رخ دهد گفت « اين پيراهن مرا ببريد، و بر صورت پدرم بيندازيد، بينا مى‏شود! و همه نزديكان خود را نزد من بياوريد!»  . و قرآن هم در آيات بعد اين علم غيب را تاييد كرد و گفت وقتي اين كار صورت گرفت او هم چشمانش باز شد . « فلما القاه علي وجه ابيه »

آيه ديگر آيه 7 آل عمران است « وَمَا يَعْلَمُ تَأْوِيلَهُ إِلَّا اللّهُ وَالرَّاسِخُونَ فِي الْعِلْمِ » كه از فريقين نقل شده است كه راسخون در علم ائمه معصومين و رسول الله است .  پس كسي كه تاويل را مي داند غيب را مي داند پس معلوم مي شود كه ائمه هم علم غيب دارند .

آيه بعد آيه 179 آل عمران است « مَا كَانَ اللّهُ لِيَذَرَ الْمُؤْمِنِينَ عَلَى‏ مَا أَنْتُمْ عَلَيْهِ حَتَّى‏ يَمِيزَ الْخَبِيثَ مِنَ الطَّيِّبِ وَمَا كَانَ اللّهُ لِيُطْلِعَكُمْ عَلَى الْغَيْبِ وَلكِنَّ اللّهَ يَجْتَبِي مِن رُسُلِهِ مَن يَشَاءُ فَآمِنُوا بِاللّهِ وَرَسُولِهِ وَإِن تُؤْمِنُوا وَتَتَّقُوا فَلَكُمْ أَجْرٌ عَظِيمٌ » در اين‌آيه خدا مي فرمايد « چنين نبود كه خداوند، مؤمنان را به همان‏گونه كه شما هستيد واگذارد; مگر آنكه ناپاك را از پاك جدا سازد. و نيز چنين نبود كه خداوند شما را از اسرار غيب، آگاه كند (تا مؤمنان و منافقان را از اين راه بشناسيد; اين بر خلاف سنت الهى است;) ولى خداوند از ميان رسولان خود، هر كس را بخواهد برميگزيند; (و قسمتى از اسرار نهان را كه براى مقام رهبرى او لازم است، در اختيار او مى‏گذارد.) پس (اكنون كه اين جهان، بوته آزمايش پاك و ناپاك است،) به خدا و رسولان او ايمان بياوريد! و اگر ايمان بياوريد و تقوا پيشه كنيد، پاداش بزرگى براى شماست. » . پس معلوم مي شود كه علم غيب ائمه از طرف خدا به آنها تفويض شده است و خود ائمه در عرض خدا علم غيب ندارند .



+ نوشته شده در  سه شنبه ششم اسفند 1387ساعت 6:38  توسط عبدالله عاصی  | 

Template Designer : Green Apple