چند نكته پيرامون آيهي تطهير:
نكته اول: اراده بر دو قسم است، تکويني و تشريعي. در اراده تکويني مستقيماً اراده به تحقق مراد و ايجاد آن در خارج تعلّق ميگيرد و هرگز از مراد تخلّفبردار نيست؛ خداوند متعال ميفرمايد: «إِنَّما أَمْرُهُ إِذا أَرادَ شَيْئاً أَنْ يَقُولَ لَهُ کُنْ فَيَکُونُ» بر خلاف اراده تشريعي که مستقيماً به ايجاد فعل در خارج تعلّق نميگيرد، بلکه اراده به فعل بندگان تعلّق ميگيرد تا با اختيارشان در خارج ايجاد شود، يعني خداوند اراده ميكند كه بندگانش اختيار داشته باشند. به تعبير ديگر، در اراده تکويني بين اراده و تحقق در خارج چيزي واسطه نيست، بر خلاف اراده تشريعي که اراده و خواست مکلّف واسطه است.
اراده در آيه تطهير، تکويني است نه تشريعي؛ زيرا تشريعي به افرادي خاص، اختصاص ندارد و شامل همه مردم است؛ خداوند متعال ميفرمايد:«وَما خَلَقْتُ الْجِنَّ وَاْلإِنْسَ إِلّا لِيَعْبُدُونِ» «و من جنّ و انس را نيافريدم مگر براي اينکه مرا به يکتايي پرستش کنند.» در حاليكه اراده خداوند در آيهي تطهير مخصوص اهل بيت عليهمالسلام است. به همين دليل، فعل مضارعي كه در آيه آمده است شامل همه زمانهاي گذشته و حال و آينده ميشود.
نكته دوم: رجس شامل هر امر پليدي از قبيل گناه و اشتباه و سهو و نسيان ميشود و قرآن رجس را در قذارت و پليدي ظاهري و معنوي به کار برده است. براي مثال در مورد رجس مادي؛ ميفرمايد: «أَوْ لَحْمَ خِنزِيرٍ فَإِنَّهُ رِجْسٌ» «يا گوشت خوک که پليدي است.» و در موردي رجس معنوي؛ ميفرمايد: «وَأَمَّا الَّذِينَ فِي قُلُوبِهِمْ مَرَضٌ فَزادَتْهُمْ رِجْساً إِلي رِجْسِهِمْ وَماتُوا وَهُمْ کافِرُونَ» «و امّا آنان که دلهايشان به مرض مبتلا است بر خبث ذاتي آنها خباثتي افزود تا به حالِ کفر جان دادند.» بنابراين طهارت اهل بيت هم شامل طهارت ظاهري و معنوي است، در واقع اهل بيت عليهمالسلام داراي عصمت مطلقه هستند.
نكته سوم: از بين بردن رجس، دفعي است نه رفعي؛ يعني اينگونه نيست كه اهل بيت دچار رجسي شده باشند و خداوند اين رجس را از بين برده باشد، بلكه خداوند به صورت تكويني هرگونه رجسي را قبل از وقوع، از اهل بيت دفع كرده است.
نكته چهارم: سؤال ميشود كه اگر آيه تطهير دلالت بر عصمت داشته باشد، بايد تمام صحابه معصوم باشند؛ زيرا همين تعبير در حقّ آنان نيز رسيده است؛ خداوند متعال ميفرمايد: «وَلکِنْ يُرِيدُ لِيُطَهِّرَکُمْ وَلِيُتِمَّ نِعْمَتَهُ عَلَيْکُمْ لَعَلَّکُمْ تَشْکُرُونَ» (مائده/6) و نيز ميفرمايد «لِيُطَهِّرَکُمْ بِهِ وَيُذْهِبَ عَنْکُمْ رِجْزَ الشَّيْطانِ» (انفال/11)
اراده در اين دو آيه تشريعي است نه تکويني. از همين رو، اجماع است بر اينکه آيه به صيغه جمع مخاطب آمده است، ولي نه تنها مختص به مشافهين زمان خطاب و صحابه نيست، بلکه شامل همه مسلمانان تا روز قيامت ميشود؛ بر خلاف اراده در آيه تطهير که تکويني است و دلالت بر عصمت دارد.
شاهد اين مطلب اين است كه آيه اوّل در مورد سبب تشريع وضو و تيمّم است؛ خداوند متعال ميفرمايد: «يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا إِذا قُمْتُمْ إِلَي الصَّلاةِ فَاغْسِلُوا وُجُوهَکُمْ وَأَيْدِيَکُمْ إِلَي الْمَرافِقِ وَامْسَحُوا بِرُؤُسِکُمْ وَأَرْجُلَکُمْ إِلَي الْکَعْبَيْنِ وَإِنْ کُنْتُمْ جُنُباً فَاطَّهَّرُوا وَإِنْ کُنْتُمْ مَرْضي أَوْ عَلي سَفَرٍ أَوْ جآءَ أَحَدٌ مِنْکُمْ مِنَ الْغآئِطِ أَوْ لامَسْتُمُ النِّسآءَ فَلَمْ تَجِدُوا مآءً فَتَيَمَّمُوا صَعِيداً طَيِّباً فَامْسَحُوا بِوُجُوهِکُمْ وَأَيْدِيکُمْ مِنْهُ ما يُرِيدُ اللَّهُ لِيَجْعَلَ عَلَيْکُمْ مِنْ حَرَجٍ وَلکِنْ يُرِيدُ لِيُطَهِّرَکُمْ وَلِيُتِمَّ نِعْمَتَهُ عَلَيْکُمْ لَعَلَّکُمْ تَشْکُرُونَ» «اي اهل ايمان چون خواهيد براي نماز برخيزيد، صورت و دستها را تا مرفق بشوييد و پاها را تا برآمدگي پا مسح کنيد و اگر جنب هستيد پاکيزه شويد [غسل کنيد] و اگر بيمار يا مسافر هستيد، يا يکي از شما را قضاي حاجتي دست داده باشد، يا با زنان مباشرت کردهايد و آب نيابيد، در اين صورت به خاک پاک و پاکيزه تيمّم کنيد پس با آن خاک، صورت و دستهايتان را مسح کنيد. خدا هيچگونه سختي براي شما قرار نخواهد داد ولکن ميخواهد تا شما را پاکيزه کند و نعمت را بر شما تمام گرداند، باشد که شکر او را به جاي آريد.»
در مورد آيه دوّم که در خصوص جنگ بدر وارد شده، سخن از فرستادن باران هنگام احتياج به آن است؛ خداوند متعال ميفرمايد: «إِذْ يُغَشِّيکُمُ النُّعاسَ أَمَنَةً مِنْهُ وَيُنَزِّلُ عَلَيْکُمْ مِنَ السَّمآءِ مآءً لِيُطَهِّرَکُمْ بِهِ وَيُذْهِبَ عَنْکُمْ رِجْزَ الشَّيْطانِ» «ياد آريد هنگامي را که خواب راحت، شما را فرا گرفت براي اينکه از جانب خدا ايمني يافتيد و از آسمان رحمت خود آبي فرستاد که شما را به آن پاک گرداند و وسوسه و کيد شيطان را از شما دور سازد.» پس (لِيُطَهِّرَکُمْ) يعني تطهير از جنابت و هيچ يک از دو آيه، مربوط به تطهير از گناهان و نقايص نيست.
+
نوشته شده در جمعه چهارم اردیبهشت 1388ساعت 8:25 توسط عبدالله عاصی
|