اولی الامر را مردم انتخاب می کنند !!!!!!!!!!!!!
اولي الامر چه كساني هستند؟؟
«يَاأَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا أَطِيعُوا اللّهَ وَأَطِيعُوا الرَّسُولَ وَأُولِي الْأَمْرِ مِنْكُمْ فَإِن تَنَازَعْتُمْ فِي شَيْءٍ فَرُدُّوهُ إِلَى اللّهِ وَالرَّسُولِ إِن كُنْتُمْ تُؤْمِنُونَ بِاللّهِ وَالْيَومِ الآخِرِ ذلِكَ خَيْرٌ وَأَحْسَنُ تَأْوِيلاً (نساء/59)» «اى كسانى كه ايمان آوردهايد اطاعت كنيد خدا را و اطاعت كنيد پيامبر خدا و اولو الامر (اوصياى پيامبر) را و هرگاه در چيزى نزاع داشتيد، آن را به خدا و پيامبر بازگردانيد (و از آنها داورى بطلبيد) اگر به خدا و روز رستاخيز ايمان داريد اين (كار) براى شما بهتر، و عاقبت و پايانش نيكوتر است.»
از نظر شيعه اولي الامري كه خداوند امر به اطاعت ايشان نموده است تنها اهل بيت پيامبر هستند ولي به نظر اهل سنت حاكمان، فرماندهان و يا اهل حل و عقد، اولي الامر هستند كه به وسيله مردم انتخاب ميشوند.
امام فخر رازي از علما و مفسرين بزرگ اهل سنت در اين باب ميگويد :
اولا: اگر مراد از اولى الامر حاکمان و سلاطین باشد و طاعت آنان در جایى واجب باشد که دلیلى بر حق و درست بودن اوامرشان در دست باشد، این دلیل چیزى جز کتاب و سنت نیست و در این صورت، اطاعت اولی الامر، جدا از اطاعت کتاب خدا و سنت رسول نخواهد بود و این اطاعت، همان اطاعت خدا و رسول اوست، در حالى که اطاعت اولىالامر در آیه مستقل از آن دو اطاعت است.
ثانیاً: اطاعت اولي الامر مشروط نيست، بلكه به طور مطلق بايد از ايشان اطاعت شود.
ثالثاً: اعمال امرا و سلاطین، موقوف بر فتاواى فقهاست و اطاعت از آنان در واقع اطاعت از امراى سلاطین، یعنى همان فقهاست.
رابعاً: روایاتي که اولى الامر را عالمان و فقیهان مىشناسد، با چند اشکال روبه روست. از جمله این اشکالات قیدى است که در اطاعت آنان وجود دارد، در حالى که آیه به طور مطلق فرمان به اطاعتداده است. اطاعت از آنان نیز در صورتى که مقید باشد، بازگشت به اطاعت خدا ورسول مىکند و اطاعتى مستقل نخواهند داشت. چون آنان صاحبان امر و فرمان نیستند. خداوند تعالى به اطاعت اولى الامر بدون هیچ قید و شرطى دستور داده است و هر که را خداوند بدین صورت به اطاعتش امر کند، به طور قطع مصون از خطاست. بنابراین اولىالامر باید از خطا مصون باشند ... و چون در این زمان معرفت امام معصوم و دسترسى به وى امکانپذیر نیست، بنابراین مصداق اين معصومين، اهل حل و عقد هستند و این بدین معناست که اجماع اهل حل و عقد، حجت خواهد بود[1].
بنابراین از نظر فخررازى، اولى الامر معصوم هستند، لیکن مصداق آن تنها اجماع امت است که دراهل حل و عقد متبلور خواهد شد، نه آنچه که شیعه در تعیین مصداق اولی الامر مىگوید. البته نظر شيعه هم در مورد اولي الامر اين است كه بايد معصوم باشند، زيرا از اينكه اطاعت از رسول و اولي الامر را با يك فعل بيان كرده است و هيچ قيدي در اطاعت امر اولي الامر بيان نكرده است در مييابيم كه همان عصمتي كه پيامبر دارند اين اولي الامر هم دارند. بنابراين اولي الامر افرادي معصوم هستند.
و اينكه در آيات متعدد امر فرموده است كه در نزاع به حكم خدا و پيغمبر توجه كنيد «فَإِن تَنَازَعْتُمْ فِي شَيْءٍ فَرُدُّوهُ إِلَى اللّهِ وَالرَّسُولِ» ميرساند كه اولي الامر حق قانون گذاري ندارند و گفتار آنان بايد به كتاب و سنت برگردد[2].
همانگونه كه بيان شد، علما و بزرگان اهل سنت عصمت اولي الامر را قبول دارند ولي در نظر آنان رأي اهل حل و عقد مانند خبر متواتر است كه هر چند تك تك روايان معصوم نيستند ولي اصل خبر معصوم است.
1. به راستي عصمت اهل حل و عقد از كجا سرچشمه گرفته است؟ آيا در تمامي خانوادهها و خويشاوندان و قبايل و امتهاي ديگر اهل حل و عقد وجود دارد؟ يعني هر فرقهاي و مذهبي و گروهي و قبيلهاي اهل حل و عقد دارد؟ از تمامي فرقههاي مسلمين كه بيش از 70 فرقه هستند، از كدام يك از اهل حل و عقد اين فرقهها بايد تبعيت شود؟ كدام يك از اهل حل و عقد اين 70 فرقه، اولي الامري هستند كه تمامي مسلمين بايد از آنها پيروي كنند؟؟
2. همچنين، بارها و بارها در تاريخ ذكر شده است كه اين اهل حل و عقد تصميمي گرفتهاند ولي كاملا اشتباه بوده است؛ پس اين عصمت كجاست؟
3. آيا خداوند در قرآن و يا در كلام پيامبر اين اهل حل و عقد را معرفي نكردند؟ آيا صحابه رسول الله اين سؤال را از پيامبر نپرسيدند؟ بااينكه جزئي ترين سؤالات مانند مسأله زمانها را هم از ايشان ميپرسيدند«يَسْألونَكَ عَنِ الْأَهِلَّةِ»؟ يا اينكه پرسيدند و به دست ما نرسيد؟ اصلا چرا در اختلافاتي كه پس از پيامبر شد هيچ سخني از اهل حل و عقد نيست؟
4. ضمنا اگر رأي اهل حل و عقد معصوم است پس اين همه مسائل متناقض كه در بين مذاهب وجود دارد چيست و چگونه وارد دين شده است؟ اگر اهل حل و عقد معصوم هستند پس چرا در برخي موارد سخن آنان كاملا در تضاد با سخن خداست؟
5. حال اين اولي الامري كه به قول اهل سنت با انتخاب مردم روي كار آمدند و بسياري از احكام دين را تغيير دادند به اسم اينكه با حقوق مردم مزاحم بود و يا زمان آن گذشته است چه تفاوتي دارند با ديگر افرادي كه در كشورهاي ديگر بر اساس هوي و هوس رأي ميدهند؟ آيا ميشود مردم كسي را انتخاب كنند و بعد آن شخص دين مردم را تغيير دهد!!!!!!؟ مگر دين سنتي اجتماعي است؟ آيا دين مانند آداب و رسوم مردم است كه هر كسي بخواهد ميتواند آن را تغيير دهد؟ رهبر يك جامعه ديني چه تفاوتي با رئيس جمهور دارد؟ آيا خود دين را مردم يا اهل حل و عقد تعيين ميكنند كه رهبر آن دين را آنان انتخاب كنند؟
6. مگر پيامبر را كه خود ايشان هم مبيّن و هم مجري احكام اسلام بودند، مردم انتخاب كردند كه پس از پيامبر جانشين و مجري احكام الهي را مردم انتخاب كنند؟
7. اگر امامت انتخابي است، و امام انتخاب شده هر تغييري ميتواند در دين ايجاد كند پس هر گروهي ميتواند ديني الهي!! داشته باشد، زيرا خود آنها امامي را تعيين ميكنند و آن امام هم دين را تعيين ميكند، حال يا دين را تغيير داده و يا از نو ديني جديد ميآورد زيرا در نظر اهل سنت اينگونه امامت كاملا مشروع است!!!!!!!!!!! همانگونه كه ميبينيم مردم جناب ابوبكر را روي كار آوردند و او عمر بن خطاب را به عنوان جانشين انتخاب كرد، و توسط آنان بسياري از احكام مثل حج تمتع و خمس و حي علي خير العمل و ... حرام شد، و بسياري از سنتهاي ديني مثل مقام ابراهيم جابه جا شد و بسياري از احكام مثل نماز و حج و زكات و سه طلاقه و .... تغيير كرد و برخي احكام هم كه در زمان رسول الله نبود مثل نماز تراويح وارد دين شد[3] !!
8. مگر جز اين است كه آن خدايي كه اطاعت از اولي الامر را واجب كرده است بايد آنان را معرفي كند؟ آيا خداوند بدون شناخت تكليفي را بر مردم واجب كرده است؟ يعني خداوند اطاعت از اولي الامر را واجب ميكند و بعد آنان را معرفي نميكند؟؟؟ اين سخن مانند اين است كه خداوند در قرآن امر به نماز خواندن و حج رفتن پرداخت زكات كند ولي مشخص نكند كه چند ركعت نماز خوانده شود و يا چند دور طواف شود و يا از چه چيزهايي بايد زكات پرداخت شود. آيا اين ممكن است؟
همان گونه كه بيان شد اولي الامر، بايد معصوم باشند، و اين معصومين به دلايلي كه ذكر شد، اجماع امت نيستند، بلكه اولي الامر تنها همانهايي هستند كه خداوند در قرآن آنان را به عنوان معصوم خطاب كرده است، همانها كه خداوند هرگونه رجس و پليدي را از آنان زدوده است، آنها اهل بيت پيامبر هستند كه خداوند در مورد آنان فرموده است «إِنَّمَا يُرِيدُ اللَّهُ لِيُذْهِبَ عَنكُمُ الرِّجْسَ أَهْلَ الْبَيْتِ وَيُطَهِّرَكُمْ تَطْهِيراً» «خداوند فقط مىخواهد پليدى و گناه را از شما اهل بيت دور كند و كاملا شما را پاك سازد.»
[1] تفسير كبير فخر رازي ج10، ص 144
[2] و اما كلمه «منكم» به اين معنا نيست كه اولي الامر بايد از مردم عادي باشند، بلكه همان «منكم» است در آيات «أَلَمْ يَأْتِكُمْ رُسُلٌ مِنكُمْ يَقُصُّونَ عَلَيْكُمْ آيَاتِي» «اى گروه جن و انس آيا رسولانى از شما به سوى شما نيامدند كه آيات مرا برايتان بازگو مىكردند» و يا «هُوَ الَّذِي بَعَثَ فِي الْأُمِّيِّينَ رَسُولاً مِنْهُمْ» «او كسى است كه در ميان جمعيت درس نخوانده رسولى از خودشان برانگيخت»
و جمع بودن لفظ «أُولِي» كه به معني صاحبان است به اين معني نيست كه در هر زمان از جمعيتي چند نفره بايد تبيعيت شود بلكه مانند آيات «حافِظُوا عَلَى الصَّلَوَاتِ» «إِنّا أَطَعْنَا سَادَتَنَا وَكُبَرَاءَنَا» ميرساند كه اينها فردفرد معصومند و يكي پس از ديگري ميآيند.
[3] مراجعه شود به كتاب اجتهاد در مقابل نص.